|
از آنجایی که بنده معمولا به وبلاگ های اهل سنتی که میبینم سر می زنم و
مطالبشان را خوانده و نظرات خود را درج می کنم و گاها دعوت به مباحثه می
کنم
به همین دلیل گاها عکس العمل هایی نظیر حذف کردن نظرات من در وبلاگ هایشان و یا دریافت ایمیل های جالب و .... که به لطف خدا تمامی عکس العمل ها جواب قاطع گرفته اند، اکنون می خواهم ایمیلی که از یک وبسایت اهل سنتی نما دریافت کرده ام و جوابیه کوبنده آنرا منتشر کنم که دیگران نیز از این مصاحبه ها استفاده کنند و از آن طرفی های مصاحبه سوال کنم،صحبت هایی که گستاخانه در پیغام های خصوصی می کنند چرا جرات نمی کنند در ملاعام منتشر نمایند؟ تا مردم بیشتر با افرادی که در آن طرف وبسایت یا وبلاگ نشسته اند آشنا شده و سطح علمی آنها را بسنجند ! متن کامل این ایمیل را در فایل متنی گذاشته ام (لینک دانلود) ولیک قسمت های مهم نامه را بیرون کشیده و تیتروار می نویسم تا آنهایی که وقت مطالعه تمام نامه را ندارند نیز متوجه جوابیه بشوند ! ایشان در ایمیل توصیه کرده اند که قبل از مباحثه، ابتدا حرفهایی که یک پدر اهل سنتی نام به پسر شیعه اش می زند را بخوانم و سپس وارد مباحثه شوم، ایشان اسم این حرفها را نصایح گذاشته اند ! داستان از این قرار است که پدر، پسر را ملامت می کند که چرا در مذهبی هستی که صحابه پیغمبر (منظور ایشان از صحابه ابوبکر و عمر میباشد) را پست ترین افراد دانسته و لعن می کنند ! و دیگر حرفها که با دقت در جوابیه، واقف خواهید شد و بعضی صحبت های جدا از عقل و تفکر و امروزی، مانند اینکه پدر به پسر می گوید: در مذهب تو وقتی وارد مسجد می شوند، همراه کفش ها، عقل را نیز درمی آورند ! پس چرا در این مذهب هستی !! که ما نیز این صحبت های بی خردانه و بچگانه را به حال خود گذاشته و سعی در آن کردیم تا بحث های مهم را استخراج کرده و به لطف خدا شروع کنیم: نصیحتی به پدری که به پسرش چرت و پرت می گفت چنانچه در اسلام احترام گذاشتن به والدین یکی از اعمال پسندیده و سفارش شده می باشد، بنابراین گفتیم شاید پسر در مقابل اراجیف پدرش مجبور به سکوت شود! بنابراین ما آستین بالا می زنیم و بجای پسر با پدرش سخن می گوییم ! پدر پسر جان اصحاب حضرت محمد(ص) فقط ابوبکر و عمر نیستند ! و یا بهتر بگویم، چنانچه ابوبکر و عمر اصحاب پیامبر نیستند ! البته بستگی دارد ما صحابه را چگونه معنی گنیم؛ اصولا صحابه تنها به این معنی نیست که در کنار پیامبر بنشینیم و ....، صحابه یعنی همیار و همدل بودن با پیامبر؛ میخواهم کمی شما را به تحقیق سوق دهم! پدرپسرجان در کدام یک از کتاب های مذهب وزین شما اهل سنت، یک خط آمده که اشاره کرده است در فلان جنگ ابوبکر با حضرت محمد(ص) بوده؟ و فلان افتخار را کسب نموده! اوه یادم آمد ! ابوبکر و عمر در جنگ خیبر حضور داشتند که در رویارویی با مرحب یهودی پا به فرار گذاشتند !! (مجمع الزوائد 9:124) پدرپسرجان در مذهبت این همه از شجاعت خلیفه اولتان گفته شده در حالیکه ابوبکر شجاع در جنگهای بزرگ اسلام حضور نداشت !! پسر پدر جان و اما با کدام سند ابوبکر را شجاع می نامند؟ می گویند چون در وفات پیامبر، ابوبکر متاثر نشده بود، او مردیست شجاع !!! حال لب باز کن و تفاوت سنگدلی با شجاعت را بیان کن. پدرپسرجان بر فرض که ما قبول کنیم ابوبکر و عمر از صحابه بودند ! بقیه را چه کنیم؟ من چگونه این روایت را نقل کنم که بعد از وفات پیغمبر، ابوبکر شمشیر کشیده بود و فریاد می زد محمد(ص) نمرده و هر که انکار کند گردنش را می زنم ! و دست همدیگر را به نشانه بیعت می گرفتند و مردم را دعوت بیعت می کردند !! در این حال پیکر حضرت محمد(ص) 3 روز روی زمین ماند و این صحابه یادشان رفته بود که جسد را باید در زیر خاک دفن کرد. بنابراین اهلش پیامبر را دفن کردند و حتی این 2 صحابه در مراسم تدفین پیامبر هم حضور نداشتند و حتی خبری نداشتند و وقتی خبردار شدند که شب صدای بیلها بلند شد (مسند أحمد7/390،ح25817) آری پدرپسرجان با بد کسی در افتاده ای؛ این صحابه در این روزها، پیامبر را از یاد برده بودند و مشغول جمع کردن هوادار برای خود بودند، بطوریکه اولی، دومی را صدا زد و گفت برو به سمت اهل محمد(ص)، اگر بیعت نکردند با آن ها جنگ کن (تاریخ ابی الفدا 1:156، علام النسا 4/114، العقد الفرید 4/87) پدرپسرجان می دانم چقدر متعجی که یک شیعه چطور دارد از منابع اهل سنت بر علیه خودشان استفاده می کند. اما باید عادت کرده باشید! زیرا نباید برایتان تازگی داشته باشد!! خلاصه آنقدر این ابوبکر به حضرت محمد(ص) نزدیک بود که فقط توانست 80 حدیث از پیامبر نقل کند. پسرپدرجان می دانی که در مذهب پدرت، ابوبکر را پیرمردی معروف و پیامبر را جوانی ناشناخته نامیده اند؟ (صحیح بخاری6:53، باب هجرةالنبی3/1422،ح3694، سیرة ابن هشام 2/137، مسند احمد 4/205،ح13649) در حالیکه پیامبر از ابوبکر 2 سال و چند ماه بزرگتر بود!! و همین را نیز بهانه کرده اند و او را بزرگسال صحابه نامیده و خلیفه کردند!! شنیدم وقتی ابوبکر برای بیعت پیش پدرش رفته بود! پدرش سوال کرده بود که چرا تو خلیفه شده ای؟ ابوبکر گفته بود برای اینکه سن من زیادتر است! و پدرش گفته بود سن من که زیادتر از تو است، اگر اینگونه بود که من باید خلیفه می شدم! پسرپدرجان می دانم که می خواهی پدرت و مذهبش را به دروغ گویی متهم کنی ! اما صبر کن تا باز برایت بگویم. پسرجان من داستان های جالبی از مذهب پدرت برایت می گویم. در مذهب پدرت معتقدند که پیامبر در غار ثور به ابوبکر فرموده هر کسی بغض تو را داشته باشد وارد بهشت نمی شود هر چند عمل هفتاد پیامبر را داشته باشد !! کلا با معنا و مفهوم حدیث کاری نداریم، تنها اینکه: این حدیث را فقط از ابن عباس نقل کرده اند، و زمانیکه پیامبر با ابوبکر در غار ثور بودند، ابن عباس تنها یک یا دو سال داشت !! خب نظرت چیه؟ خب پسرجان خلیفه اول پدرت را شناختی، برویم سر دومی؛ عمر، عمر، عمر، پسرجان در مذهب پدرت، عمر را عالم ترین شخص در زمان پیامبر می دانستند! به طوریکه اگر تمام مردم در یک کفه قرار می گرفت و عمر در کفه دیگر، دانشش بیشتر بود !!! خب پسرپدرجان بگذار یک داستان دیگر روایت کنم ! شرایط رسیدن به بلوغ را که می دانی؟ عمر درباره پسری که سرقت کرده بود به اهل عراق که نمی دانستند او به سن بلوغ رسیده تا مجازاتش کنند یا نه ! گفت او را وجب کنید، اگر 6 وجب شد یعنی به بلوغ رسیده و دستش را قطع کنید !!! وجبش کردند و کمتر از 6 شد و آزادش گذاشتند؛ دیدی چه علمی داشت؟ آیکیو به تمام معنا بود ! پسرجان پدرت همیشه به فتوحات خلیفه دومش می نازد، تو هم افتخار کن؛ افتخار کن که عمر همچون قوم مغول وقتی شهرها را فتح می کرد کتابهایشان را می سوزاند ! مثلا در فتح ایران، مرد مسلمانی نزد عمر آمد و گفت: ما وقتی مدائن را فتح کردیم به کتابی برخورد کردیم که دربردارنده ی دانشی از دانشهای فارس و سخنان شگفت انگیز است ! ناگهان عمر تازینه اش را خواست و مشغول زدن آن مرد شد (تاریخ عمر بن خطاب، ابن جوزی ص116) پسرپدرجان، قرب الهی را در عمر ببین ! او پیوسته می گفت: صبح کردم در حالیکه مردم را می زنم و کسی ما فوق من نیست مگر پروردگار عالمیان ! (محاضرات الخضری 2/15،الخلفاء،نجار ص 113-239) اینها اینگونه به خدا نزدیک می شدند !! آری پسرجان فکر کنم دیگر خوب شناختی این 2 شخص را که در مذهب پدرت به عنوان خلیفه هستند !!! البته یک خلیفه دیگر هم دارند که وضعش آنقدر خراب است که لایق گفتن نیست ! پسرجان منظور پدرت از صحابه حضرت محمد(ص) همین افراد هستند!! همین افرادی که هر چه از سوتی هایشان بنویسیم تمام نمی شود! در مذهب پدرت چون خلیفه سوم داماد پیامبر بود افتخار می کردند !!اما چرا بعضی احادیت و روایات را نقل نمی کنند؟ چرا نقل نمی کنند که عثمان خان روز وفات همسرش (دختر پیامبر) با زن دیگرش رابطه داشته بود و به این دلیل نتوانست دختر پیامبر را در قبر بگذارد؟ بیت المال خوری های عثمان که زبانزد عام و خاص است و دیگر نیاز به گفتن ندارد؛ پسرجان نه تنها خلیفه ها!! چنانچه فرزندانشان هم در مذهب پدرت محترم هستند، چنانچه عایشه(دختر ابوبکر و یکی از همسران پیامبر) را خیلی جاها به بهانه اینکه همسر پیامبر بود حمایت میکنند! و اگر همسر پیامبر بوده کجا دلیل می شود که بی گناه باشد؟ البته عایشه خود از پدرش یاد گرفته که گناهانش را گردن قضا و قدر بیندازد، چنانچه می دانی در جنگ جمل بر علیه امام علی(ع) سوار بر شتری شده بود و در میان جنگجویان می تاخت ! وقتی شکست خورد مردم به او گفتند مگر خداوند در قرآن خطاب به همسران پیامبر نفرموده که در میان مردم ظاهر نشوید! و عایشه برای فرار از گناه گفت: این کارها مقدر شده بود و قضا و قدر اسبابی دارد!! (بغدادی/تاریخ1 : 160) پدرش هم در توجیه اشتباهاتش میگفت: پیامبر معصوم بود ولی من در کنار خود شیطانی دارم که مرا فریب می دهد !؛ و من یاد حدیثی می افتم که میگوید بدترین مردم کسیست که گناهانش را گردن خدا بیندازد ! پسرجان تو فکر می کنی ضریب هوشی پدرت چقدر است؟ که نمی تواند اینها را تحلیل کند ! اینها صحابه هستند یا دشمنان اصحاب؟ پسرجان ابوذر را که میشناسی ! از پدرت بپرس چرا خلیفه سوم ابوذر را به ربذه تبعید کرد؟ پسرپدرجان حدیث غدیر را که شنیده ای؟ همان روز که خداوند فرمود، امروز دینتان را برایتان کامل نمودم و پیامبر دست علی بن ابیطالب را گرفت و فرمود: هرکس من مولای اویم، پس علی مولای اوست ! .... پسرجان این حدیث را تمامی محدثان مذهب پدرت نقل کرده اند، و همه آنرا صحیح دانسته اند به جز تعدادی اندک که آن را ضعیف اعلام کرده اند؛ با این حساب چرا پدرت آن را نقل نمی کند؟ چرا حدیث را دروغ می نامد ! مگر محدثان مذهب پدرت دروغ گو هستند؟ اخیرا نیز اشخاصی برآمده اند و چون راه فراری از خطبه غدیر بر خود نمی بینند ! احتمال می دهند در آن روز عده ای با امام علی مشکل داشتند و پیامبر برای همین خطبه غدیر را خوانده و معنی "ولی" در خطبه فقط اینست که علی دوست پیامبر است !! با این فرض خیلی جالب است که برای فقط دوست نامیده شدن امام علی با پیامبر، خداوند در آیه معروف قرآن فرموده: "امروز دینتان را برایتان کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و ...." و آیات و احادیث دیگر که نازل شده !! آدم به کاسه سر اینگونه افراد شک می کند و در ذهن خود حساب و کتاب می کند که سهم اینان از ضریب هوشی(آیکیو) چقدر است؟ پدرت خیلی چیزها را نقل نمی کند! مثلا راغب از زبان عمر نقل میکند: به خدا سوگند ای فرزندان عبدالمطلب! همانا علی در میان شما به این امر(خلافت) سزاوارتر از من و ابوبکر است(محاضرات الأدبا مج2، ج4/478) دروغ گو پدرت و امثال پدرت هستند که مانند بزرگان خود حافظه خوبی ندارند، چنانچه دروغگویان حافظه خوبی ندارند ! و به همین جهت با یکدیگر به نزاع می پردازند؛ مثلا معاویه می گوید: "آنگاه که رسول خدا وفات نمود، مردم ابوبکر و عمر را سرپرست کردند بدون اینکه معدن خلافت و پادشاهی در آنها باشد" پسرپدرجان چه فکر کرده ای ! اینها حتی برای اشخاصی که خلیفه خود می دانند هم ارزش قائل نیستند ! اینها هنوز امام علی بن ابی طالب را قبول ندارند و همچنان فریاد می زنند که عمر عالم ترین شخص در زمان پیامبر بود ! کور هستند و نمی بینند که خود عمر می گوید: اگر علی نبود هر آینه عمر نابود می شد (الریاض 3/142) همینطور عایشه ای که پدرت خیلی سنگش را به سینه می زند گفته: علی آگاه ترین مردم به سنت پیامبر است (مناقب خوارزمی ص91 ح84، الصواعق ص127) اما پدرت و امثال آن با رد علی خود را اهل سنتی می نامند !! پدرت تو را مسخره می کند که چرا به امام زمان(عج) معتقدی؟ براستی که پدرت آنقدر نادان است که نمی داند بزرگان مذهب خودش معتقدند که روزی شخصی از طرف خدا می آید و عدل الهی را می گستراند. "درميان مسلمين مشهور است كه مردى مصلح از اهل بيت نبوت بنام مهدى ظهور خواهد كرد كه مهمترين ويژگى او طبق احاديث درست و صحيح عبارتست از اينكه: اسمش با اسم پيامبر و اسم پدرش با اسم پدر پيامبر(ص) يكى بوده و دين و كتاب جديدى نياورده بلكه به سنت پيامبر عمل خواهد كرد و بدعت ها را محو خواهد نمود و در آخر زمان دين اسلام را بپا داشته و زمين را كه پر از جور و ظلم گشته پر از عدل و داد خواهد نمود و صليب را شكسته و خنزير را به قتل خواهد رساند كه كنايه از شكست مسيحيت ميباشد.(سنن ابي داود ، كتاب مهدى 4/473 و475) امام ابن كثير نيز حضرت مهدى را يكى از خلفاء راشدين آينده دانسته و ميگويد که كسى تا بحال او را ديده است و ادامه ميدهد كه مهدى از مشرق ظهور ميكند." (حضرت مهدی موعود (ع) مصلح آخرالزمان از منظر اهل سنت به نقل از وبلاگ صمیم – اهل سنتی) او تو را مسخره می کند، در حالیکه نمی داند در مذهب خودش نیز حضرت مهدی(عج) را مصلح آخرالزمان می دانند؛ پدرت اهل سنتی هم نیست، چرا که فقه و عقاید اهل سنتی ها را بلد نیست ! او دارد با نادانیش و مسخره کردن تو، به تمام بزرگان اهل سنت که به امام زمان اعتقاد دارند، توهین می کند، آری او براستی یک منافق است. پسرپدرجان چه برایت بگویم که مرحوم علامه امینی در 20 جلد گفته و نامش را الغدیر گذاشته است ! آری با تو سخنها دارم و نمی گذارم در جهل بمانی خود نیز خویش را کمک کن، و از این دام که دروغگویان برایت اندیشیده اند، جسم و روحت را رها ساز! خدارا شکر می گویم که شیعه به دنیا آمدم با تشکر فراوان از اساتید و همیاران |
|