تبليغاتX
یا علی مولا
جبر و اختیار: یعنی اینکه انسان در زندگی و انجام افعال، فاعل آزاد است(اختیار) و یا اینکه عوامل مرئی و نامرئی او را به سوی فعل سوق می‌دهد(جبر)؟قائلان به جبر عقیده دارند که اطاعت انسان از روی جبر و اکراه است. و پیروان مکتب تفویض می‌گویند: عصیان و گناه انسان، با قدرت و سلطه خود او انجام می‌گیرد گویا قدرت و سلطه او بر قدرت و اراده الهی غلبه یافته است.
اهل بیت و شیعیان علوی بر خلاف سنی‌های اموی به اصلی  که معروف به نظریه امرٌ بین الأمرین است معتقدند؛

متن کامل را با کلیک بر روی
"
جبر و اختیار - امر بین الامرین
"

مشاهده نموده و نظرات خود را اعلام کنید.


سلام علیکم - حالتان خوب ان‌شاءلله
مدتی بنا به دلایلی چون درس، مسافرت و ...، در بین دوستان عزیز نبودم، البته کم و بیش نگاهی به سمت وبلاگ داشتم؛ انشاءلله دوباره در جمع شیعیان وبلاگ‌نویس خواهم بود - امیدوارم که ما را از دعای خیرتان بی نصیب نکنید. التماس دعا

یا علی مولا - خداحافظ
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 4:33  توسط شیعه  | 
                

فلسطین - انتفاضه - مقاومت - حماس - حزب الله - مرگ بر اسرائیل و امریکا


                       درود بر فلسطین
                                         درود بر سرزمین زیتون

    درود بر مجاهدین راه خدا
                            درود بر شهیدان راه خدا

                                                      درود بر انتفاضه

 

                  انتفاضه

 

             برای مشاهده ی ادامه مطلب کلیک کنید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 دی1387ساعت 9:46  توسط شیعه  | 
!!! ما برای وصل کردن آمدیم !!!

اِزدَوَجَ     یَزدَوَجَ    ازدواج 

مُوقَوِتَ     یُوقَوِتَ    مُوَقّت 

(!!! ما برای وصل کردن آمدیم !!!)

اِزدَوَجَ مُوقَوِتَ    یَزدَوَجَ یُوقَوِتَ    ازدواج مُوقّت

نگاه اول:

بحثی شیرین و کمی ترش که متقابلا به آن اشاره خواهیم کرد، امروزه افکار اکثر متفکران سیاسی و غیرسیاسی، فرهنگی و غیرفرهنگی، مذهبی و غیرمذهبی و .... و حتی غیرمتفکران را نیز به خود جلب کرده است؛ البته سابقه چندین و چند ساله این بحث است که ( از زمان پیغمبر بوده و یا بعد از وفات ایشان) آن را "شیرین" جلوه می دهد و اخیرا نیز ترشی آن (شواهد سرازیر شدن آب دهان) بیداد میکند.

جالب تر از اینها اینست که فعلا بهر حفظ اتحاد و انسجام و افتعال و عدم اشتعال و زین قبیل وزن های افعال ! از خرابکاری های خلیفه دوم و اهل سنت در قبال اسلام و ولایت بیخیال شده ایم و تنها گیر به این داده ایم که اگر جناب عمَر نبود! هیچ کس زِنا نمی کرد ! چرا؟ چون 4 کلمه می گفت و از زیر این بار گران خلاص میشد !!!

البته این گروه معتقدند که نباید فرامین و خواسته های خداوند نقض شوند! و معتقدند که جناب عمر بعد از وفات پیغمبر، این نوع از ازدواج را ناروا اعلام کرده، و الا مشکلی ندارد.

منبع قوی هم آیه 24 است و تفسیرهای جالب آن توسط برخی ها !!

حالا کدام سوره هست، نیازی به گفتن نیست، چون اکثرا میدانند و شاید هم ازبر میباشند !! همان سوره ای که حفظ آن شرط ورود به گروه های شمشادِ مبارزه با فساد! مبارزه با کساد، نهاد، دواد (لفظ مشتیِ دوات) و بر همین وزن بگیر و برو، البته زیاد دور نشوید که فعلا سواد و جهاد تعطیل است؛

ازدواج موقت

 و دومین نگاه:

متاسفانه برخی علمای ما نیز درگیر مسائل فرعی شده اند و هرچه تحقیق و انرژی دارند مصرف آن میکنند که آیا فلان چیز در این نوع ازدواج جایز است یا نه؟ با اذن چه کاری میتوان کرد! بدونش چگونه میشود، چه چیزهایی در آن هنگام جایز میشود و امثالهم ....

صدور رای هم شاید زیاد سخت نباشد ! اما گویا از چیزی میترسند، شاید از چیزی مثل بی بند و باری، که حق هم دارند؛

با تمام احتراماتی که به زحماتشان قائلیم که اکثرا هم با نام "فرهنگ سازی ازدواج موقت" تمام می شود !! پیشنهاداتی نیز داریم؛

آیا بهتر نیست ابتدا در مورد این موضوع تحقیق و فرهنگ سازی کنیم که اصلا ازدواج موقت در چه شرایطی جایز است؟ اذن باشد یا نباشد، فلان و بهمان باشد یا نباشد! کِی ما اجازه داریم که وارد مقوله ازدواج موقت بشیم؟ آیا غیر اینست که ازدواج موقت در شرایطی جایز است که امکان ازدواج مطلقا به هر دلیلی برای طرفین نباشد؟

فقط دوری از گناه؟؟ پس کنترل نفس چه میشود؟ مگر می شود با خواندن کلماتی چند ساعت محرم بود و تخلیه هوس کرد و بیخیال کنترل نفس شد؟؟؟

آیا همه اینها (اعم از خواندن عبارات صیغه یا ....) در پی آن نیست که انسان اطاعت خود از معبود خویش را نشان دهد و در هر شرایطی تسلیم دستورات او باشد؟

بحث زیاد است اما ماهایی که هر لحظه دم از روشنفکری می زنیم، شاید بتوانیم با مراجعه به وجدان و قسمتی از مغز که در آن لامپ روشن کرده ایم !! قضیه را بهتر از این که هست دریابیم.

انشاالله

 التماس دعا

 

+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت 11:27  توسط شیعه  | 
این روزها شادی ازآن کسانیست که وحدت اسلامی را بهانه سکوت در برابر گستاخی نکرده اند

نوای ویژه

 ابراز خوشحالی در این روزهای سراسر سرور سهل نیست.

مگر ما چقدر می توانیم خوشحال باشیم؟

 

می توانیم به جای تبسم، بخندیم یا به جای خنده، قهقهه بزنیم !

لیک خوش بحال تر کسانی هستند که دلشان شاد است.

 

خوش بحال ترین نیز کسانی هستند که تبسم را

بر لبان حضرت مهدی(عج) جاری می سازند.

خیلی دلم میخواست که تا نیمه شعبان ظهور می کردند

                                                          و دیگر (عج) نمی نوشتیم ......

 

کاش ما هم از این افراد باشیم.

 

حضرت مهدی (عج) - اللهم عجل لولیک الفرج

 

اندر آن ساعت که اندر کعبه گردی آشکار

لشکرت بگرفته خط استوا تا قیروان

 

آن بدین گوید: نبی گشته به گیتی آشکار

وین بدان گوید: علی گردیده در دوران عیان

 

آن بدین گوید: ببینش جوشن احمد به بر

وین بدان گوید: ببینش تیغ  حیدر بر میان

 

پیشت از یک سو زده صف صاحبان دین و داد

هم ز دیگر سو خداوندان شمشیر و سنان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 8:18  توسط شیعه  | 
از آسمان ملائک ساغر به دست ، آیند --- گویا خدایشان گفت ، ساقی کوثر است او

 

علی خدا نیست 

خدا علی است

 

همانطور که رحمن است

همانطور که ودود است

 

حال ، همانگونه که فاطمه ، فاطمه است

علی هم "علی" است

 

 

 

 

(بعد از غروب 12 رجب ، شب 13 رجب) تولدش بود ....

مادرش چند ماهی باردار بود ....

مردی بلندقد و چهارشانه ، با یک عبای سیاه که سرتاپایش را پوشانده، بچه ای به مادرم می دهد !

مادر: این کیه؟

مرد: بچه ی تو !!

مادر: بچه ی من که هنوز به دنیا نیامده !

مرد: این بچه توئه ، اسمشم حسینه؛

مادر: نخیر ! حسین نیست ! من میخوام اسمشو یا علی بزارم ، یا هم امیر و یاسر ...

 

مادر از خواب بیدار می شود؛ منظور مرد را خوب متوجه شده است ! اما دلش می خواهد اسم بچه اش را علی بگذارد ، اگر هم نشد ، امیر یا یاسر ..... چند ماه میگذرد ، باز شبیه چند ماه پیش !

 

مرد: "حسین"

مادر: اون دفعه گفتم، حسین نمیزارم، من می خوام اسمشو .......

مادر بیدار می شود، دلش می خواهد خودش را قانع کند که فقط خواب دیده است !

(خواب که حجت نیست ! انسان ها معمولا اینگونه اند ، دوست دارند خواب را موافق میلشان تعبیر کنند ! اگر نشد ، می گویند که خواب است)

..... اکنون حدودا 8 ماهه است ، مرد بلند قد با همان عبا .... دوباره به خواب مادر می آید ، اینبار کمی متفاوت !!

مرد: (با صدای بلند فریاد میزند): حسین ، حسین ، حسین ؛

مادر: حسین حسین نکن من حرفمو زدم تو هر چی میخوای بگو .....

مادر فردا در خیابان فشار خونش بالا می رود و یک طرف بدنش لمس .... دکترها معتقدند که در این شرایط طبیعیست !

روزها می گذرد ..... 12 رجب غروب کرده ! شب 13 رجب است ؛ پسری توپل موپل به دنیا می آید !! نزدیک به 5 کیلوست .....

دیگر همه می گویند اسمش را باید علی بگذاری ، مادر: آره علی میزارم ، امیر و یاسر هم مدنظرم هستند ....

2 روز میگذرد، بچه را برای شیر خوردن پیش مادر می آورند، بچه فرق کرده است، انگار مشکلی دارد ....

 

از فردا دیگر بچه را پیش مادر نمی آورند، چند روز می گذرد، دکتری بالای سر مادر می آید : شما وقتی باردار بودین خونریزی داشتید؟ مادر : بله از دماغم هرازگاهی خون......، دکتر: پس احتمالا دلیلش اینست، پسرتان احتمالا مادرزادی بیماری معده یا روده ..... داشته باشد؛ فعلا خون ریزی دارد (خلاصه اوضاع وخیمه) : پدر چند روزی هست پیدایش نیست ! در به در دنبال خون می گردد (آن روزها رادیو نیز لطف چندان تری داشت) ….

روز پنجم : چیزهایی یاد مادر می آید !!! مردی عباپوش ….. حسین ….. مادر : یا امام زمان، باشه قبول اسمشو حسین می زارم ........ یا امام حسین خودت کمک کن ....

 

دکتر بر می گردد، خانوم حال بچه تان خوب شده .........

 

پسرک اکنون در ایام جوانی ........ و افتخارش اینست که از عاشقان و سینه چاکان حسین بن علی است و آرزو دارد روزی در رکاب حضرت مهدی(عج) جان خود را سپر بلای ایشان نماید.

 

( این پست 13 رجب قرار بود ارسال شود ، که بنابه دلایلی امروز ارسال شد )

 

 

التماس دعا

 

یا علی مولا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 10:56  توسط شیعه  |