|
اِزدَوَجَ یَزدَوَجَ ازدواج مُوقَوِتَ یُوقَوِتَ مُوَقّت (!!! ما برای وصل کردن آمدیم !!!)
اِزدَوَجَ مُوقَوِتَ یَزدَوَجَ یُوقَوِتَ ازدواج مُوقّت
نگاه اول: بحثی شیرین و کمی ترش که متقابلا به آن اشاره خواهیم کرد، امروزه افکار اکثر متفکران سیاسی و غیرسیاسی، فرهنگی و غیرفرهنگی، مذهبی و غیرمذهبی و .... و حتی غیرمتفکران را نیز به خود جلب کرده است؛ البته سابقه چندین و چند ساله این بحث است که ( از زمان پیغمبر بوده و یا بعد از وفات ایشان) آن را "شیرین" جلوه می دهد و اخیرا نیز ترشی آن (شواهد سرازیر شدن آب دهان) بیداد میکند. جالب تر از اینها اینست که فعلا بهر حفظ اتحاد و انسجام و افتعال و عدم اشتعال و زین قبیل وزن های افعال ! از خرابکاری های خلیفه دوم و اهل سنت در قبال اسلام و ولایت بیخیال شده ایم و تنها گیر به این داده ایم که اگر جناب عمَر نبود! هیچ کس زِنا نمی کرد ! چرا؟ چون 4 کلمه می گفت و از زیر این بار گران خلاص میشد !!! البته این گروه معتقدند که نباید فرامین و خواسته های خداوند نقض شوند! و معتقدند که جناب عمر بعد از وفات پیغمبر، این نوع از ازدواج را ناروا اعلام کرده، و الا مشکلی ندارد. منبع قوی هم آیه 24 است و تفسیرهای جالب آن توسط برخی ها !! حالا کدام سوره هست، نیازی به گفتن نیست، چون اکثرا میدانند و شاید هم ازبر میباشند !! همان سوره ای که حفظ آن شرط ورود به گروه های شمشادِ مبارزه با فساد! مبارزه با کساد، نهاد، دواد (لفظ مشتیِ دوات) و بر همین وزن بگیر و برو، البته زیاد دور نشوید که فعلا سواد و جهاد تعطیل است؛
و دومین نگاه: متاسفانه برخی علمای ما نیز درگیر مسائل فرعی شده اند و هرچه تحقیق و انرژی دارند مصرف آن میکنند که آیا فلان چیز در این نوع ازدواج جایز است یا نه؟ با اذن چه کاری میتوان کرد! بدونش چگونه میشود، چه چیزهایی در آن هنگام جایز میشود و امثالهم .... صدور رای هم شاید زیاد سخت نباشد ! اما گویا از چیزی میترسند، شاید از چیزی مثل بی بند و باری، که حق هم دارند؛ با تمام احتراماتی که به زحماتشان قائلیم که اکثرا هم با نام "فرهنگ سازی ازدواج موقت" تمام می شود !! پیشنهاداتی نیز داریم؛ آیا بهتر نیست ابتدا در مورد این موضوع تحقیق و فرهنگ سازی کنیم که اصلا ازدواج موقت در چه شرایطی جایز است؟ اذن باشد یا نباشد، فلان و بهمان باشد یا نباشد! کِی ما اجازه داریم که وارد مقوله ازدواج موقت بشیم؟ آیا غیر اینست که ازدواج موقت در شرایطی جایز است که امکان ازدواج مطلقا به هر دلیلی برای طرفین نباشد؟ فقط دوری از گناه؟؟ پس کنترل نفس چه میشود؟ مگر می شود با خواندن کلماتی چند ساعت محرم بود و تخلیه هوس کرد و بیخیال کنترل نفس شد؟؟؟ آیا همه اینها (اعم از خواندن عبارات صیغه یا ....) در پی آن نیست که انسان اطاعت خود از معبود خویش را نشان دهد و در هر شرایطی تسلیم دستورات او باشد؟ بحث زیاد است اما ماهایی که هر لحظه دم از روشنفکری می زنیم، شاید بتوانیم با مراجعه به وجدان و قسمتی از مغز که در آن لامپ روشن کرده ایم !! قضیه را بهتر از این که هست دریابیم. انشاالله التماس دعا
+ نوشته شده در جمعه 22 شهریور1387ساعت 11:27  توسط شیعه
|
|
در دنیا زدم
دنیا
علی بود
|